• تاریخ انتشار : یکشنبه 1 شهریور 1405 - 0:29
  • کد خبر : 5858
  • چاپ خبر
بحران در خاک؛

وقتی مرگ در بوکان با بن‌بست مدیریت روبرو است

در بوکان، مرگ دیگر تنها یک رویداد زیستی نیست، بلکه به یک چالش مدیریتی، حقوقی و اجتماعی تبدیل شده است که سال‌هاست در میان جلسات بی‌نتیجه شورا، وعده‌های پرزرق‌وبرق مسئولان و استعلام‌های بی‌پایان اداری گرفتار شده است.

به گزارش سرویس اجتماعی بوکان‌هه‌وال؛ در حالی که توسعه شهری و گسترش بافت مسکونی، بوکان را به سمت آینده‌ای پرجمعیت و مدرن سوق می‌دهد، یک بحران زیرسطحی و بنیادین، آرامش شهر را بر هم زده است: «نبود فضای کافی برای دفن مردگان».

در بوکان، مرگ دیگر تنها یک رویداد زیستی نیست، بلکه به یک چالش مدیریتی، حقوقی و اجتماعی تبدیل شده است که سال‌هاست در میان جلسات بی‌نتیجه شورا، وعده‌های پرزرق‌وبرق مسئولان و استعلام‌های بی‌پایان اداری گرفتار شده است.

این گزارش، به کالبدشکافی پرونده‌ای می‌پردازد که از سال ۱۴۰۰ تاکنون، از یک نیاز زیرساختی به نمادی از ناتوانی و تشتت آرای مدیریت شهری در بوکان بدل شده است.

از وعده‌های ۱۵ هکتاری تا واقعیت‌های ۲.۵ هکتاری؛ شکاف میان شعار و اجرا

نگاهی به وقایع سال‌های اخیر نشان می‌دهد که مسئله آرامستان بوکان، بیش از آنکه یک مشکل جغرافیایی باشد، یک بحران در «تصمیم‌گیری» است.

بازخوانی تاریخچه این پرونده، از سال ۱۴۰۰ تاکنون، سلسله‌ای از وعده‌ها را پیش چشم می‌گذارد که هر بار با واقعیتی تلخ و کوچک‌تر روبرو می‌شود.

در آبان سال ۱۴۰۴، خشایار صنعتی، فرماندار بوکان، در مصاحبه‌ای که اکنون به عنوان یکی از بزرگترین وعده‌های مدیریتی در حافظه جمعی شهر ثبت شده، از تعیین تکلیف مکان جدید آرامستان با رعایت تمامی معیارهای قانونی خبر داده بود.

وی با اطمینان از بررسی‌های میدانی، ارزیابی‌های جغرافیایی و استعلامات استانی، از زمینی به مساحت ۱۵ هکتار سخن گفت.

فرماندار بوکان در آن مصاحبه با سرویس اجتماعی بوکان‌هه‌وال گفته بود: این زمین نه تنها نیاز امروز، بلکه ظرفیت آینده شهر را نیز پوشش خواهد داد و حتی از تشکیل یک «کمیته ویژه» برای نظارت بر این پروژه حائز اهمیت خبر داد.

اما ماجرا در اینجا به پایان نمی‌رسد، بلکه تضاد اصلی نیز همین‌جاست، در حالی که مدیریت ارشد شهرستان از ۱۵ هکتار صحبت می‌کرد، واقعیتِ تلخ و ملموسِ امروز بوکان، تنها یک قطعه زمین دو و نیم هکتاری در نزدیکی شهرک فرهنگیان است.

زمینی که از طریق یک خیر اهدا شده و به سختی می‌تواند کمبود شدید فضای دفن اموات را در مقطعی کوتاه پوشش دهد.

این افتِ عظیم مساحت (از ۱۵ هکتار به دو و نیم هکتار)، سوال بزرگی را در ذهن شهروندان ایجاد می‌کند: آیا آن ۱۵ هکتار واقعیتی بود که در لایه‌های اداری گم شد، یا مدیریت شهری توان مدیریت زمین‌های بزرگتر را ندارد؟

پارادوکس بهداشت و مدیریت؛ میان استانداردهای علمی و تعلل اداری

در لایه‌ی دیگر این بحران، چالش‌های فنی و بهداشتی قرار دارند که به نظر می‌رسد گاه به عنوان بهانه‌ای برای ادامه بلاتکلیفی عمل می‌کنند.

علی حسین‌زاده، رئیس وقت شبکه بهداشت و درمان بوکان، در بازدیدهای میدانی خود از موضعی علمی و هشدارآمیز سخن گفته بود.

وی عنوان کره بود که انتخاب آرامستان نباید تنها یک تصمیم اداری، بلکه باید یک تصمیم «سلامت‌محور» باشد.

کارشناسان معاونت بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی، با بررسی پارامترهایی نظیر فاصله از منابع آب، ویژگی‌های خاک و رعایت پروتکل‌های ایمنی از مناطق مسکونی، نقاط مختلفی را بررسی کرده‌اند.

اما مشکل اینجاست که این ملاحظات بهداشتی، در سایه «رشد شتابان شهرنشینی» و «محدودیت زمین‌های قابل استفاده»، به یک بن‌بست تبدیل شده‌اند.

از یک سو، نیاز به فضایی وسیع برای پاسخگویی به توسعه آتی شهر وجود دارد و از سوی دیگر، قوانین سخت‌گیرانه و معیارهای بهداشتی، مسیر جایگزینی مکان‌های قدیمی را بسیار دشوار کرده‌اند.

این وضعیت، شهروندان را در وضعیتی میان دو آتش قرار داده است: یا دفن در فضاهای فاقد استانداردهای بهداشتی و کمبود فضا، یا انتظار برای پروژه‌ای که سال‌هاست در مرحله «ارزیابی» باقی مانده است.

ریشه‌یابی بحران؛ سودهای شخصی یا نبود انسجام؟

اما چرا با وجود تمامی این بررسی‌ها، پروژه‌ها به نتیجه نمی‌رسند؟ ناظران محلی و تحلیلگران مسائل اجتماعی بوکان، فراتر از استعلام‌های اداری و نظرات کارشناسی به دنبال ریشه‌ها می‌گردند.

آنچه در پشت پرده این بلاتکلیفی‌ها به چشم می‌خورد، مجموعه‌ای از عوامل انسانی و ساختاری است که کارکرد مدیریت شهری را مختل کرده‌اند.

اولین عامل، عدم انسجام و همگرایی در شورای اسلامی شهر و شهرداری است، تناقض در تصمیم‌گیری‌ها و رد شدن زمین‌های پیشنهادی توسط شورا (همان‌گونه که در مورد زمین‌های پیش از دو و نیم هکتار فعلی رخ داد)، نشان‌دهنده یک شکاف عمیق در دیدگاه‌های مدیریتی است.

دومین عامل، دخالت‌های غیررسمی و رایزنی‌های پنهان در روند توافق با مالکان زمین‌های پیشنهادی است، در شهری که زمین، سرمایه‌ای استراتژیک است، بحث‌هایی نظیر «سودهای شخصی» و «منافع گروه‌های ذینفع» می‌تواند به راحتی فرآیند تصمیم‌گیری را از مسیر هدفمند خود منحرف کند.

وقتی یک زمین بزرگ (مانند پیشنهاد ۱۵ هکتاری) در مرحله استعلامات یا توافق با مالکان متوقف می‌شود، شهروندان نه تنها با کمبود فضا، بلکه با این پرسش مواجه می‌شوند که آیا مدیریت شهری در خدمت «کرامت انسانی» است یا درگیر «بازی‌های سیاسی و اقتصادی»؟

نتیجه‌گیری: عبور از دوران «وعده‌پردازی» به دوران «اقدام عملی

وضعیت فعلی آرامستان بوکان، وضعیت هشداردهنده‌ای است، وقتی مرده‌ها در لابه‌لای قبرهای دهه ۵۰ و ۶۰، جایی برای آرامش ندارند، این تنها یک مشکل شهری نیست؛ بلکه یک بحران «کرامت انسانی» است.

شهروندان بوکان دیگر نیازی به برگزاری جلسات بیشتر، انتشار اطلاعیه‌های رسمی مبنی بر «بررسی وضعیت» یا برگزاری بازدیدهای میدانی جدید ندارند. آنچه امروز مورد مطالبه عمومی است، «تصمیم‌گیری مسئولانه» و «پایان دادن به سال‌ها بلاتکلیفی» است.

مدیریت شهری بوکان باید از این مرحله عبور کند، اگر قرار است از زمین دو و نیم هکتاری فعلی استفاده شود، باید بدانیم که این تنها یک «مسکن موقت» است و نه «درمان قطعی».

مسئولان باید شفافیت کامل در فرآیندهای اداری، حقوقی و مالی را تضمین کنند و از آن مهم‌تر، باید قدرت قاطعیت را برای نهایی کردن مکان‌های وسیع‌تر و استاندارد به کار گیرند.

زمان در بوکان، برخلاف پروژه‌های عمرانی دیگر، برای آرامستان، با سرعت کمتری نمی‌گذرد؛ زمان در حال سپری شدن است و هر روز تأخیر در این پرونده، به معنای از دست رفتن بخشی از کرامت و آرامش شهروندان این شهرستان است.

بوکان به مدیری نیاز دارد که نه تنها در جلسات، بلکه در خاک نیز بتواند برای آرامش شهروندان، جانی دوباره دمَد.

لینک کوتاه

برچسب ها

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

2 × 5 =